فعاليتهاي ميراث جهاني درپژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري:
در پي تصميم رئيس وقت سازمان در ابتداي سال 1384 مبني بر انجام كليه فعاليتهاي ميراث جهاني توسط پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري، بخش بينالملل پژوهشكده حفاظت و مرمت به دليل داشتن تجربه و پيشينه تخصصي در امر كارشناسي ميراث جهاني، عهدهدار اين مسئوليت شد. به اين ترتيب دفتر ميراث جهاني سازمان در درون بخش بينالملل پژوهشكده تشكيل شد و نام اين بخش به "بخش فعاليتهاي بينالملل و ميراث جهاني" تغيير يافت. در حال حاضر اين دفتر تازه تاسيس مشغول تجهيز كارشناسي و مالي و انجام امور مقدماتي ميباشد.
زمينههاي فعاليت:
1.برقراري ارتباط مستمر با يونسكو و مركز ميراث جهاني (WHC).
2.انجام كليه امور ستادي در رابطه با ميراث جهاني (اعم از ميراث ملموس و غير ملموس) در سطح كشور.
3.تدوين، ترجمه و توزيع اسناد مربوط به ميراث جهاني در سطح درون سازماني و برون سازماني
4.بازبيني فهرست موقت ميراث جهاني ايران با همكاري ديگر واحدها و كارشناسان.
5.همكاري در تشكيل پروندههاي سالانه ثبت جهاني.
6.اطلاعرساني به پروژههايي كه آثار آنها براي ثبت در فهرست ميراث جهاني نامزد شده است.
7.آموزش به واحدهاي مرتبط درون سازمان و برون سازماني در خصوص چگونگي تشكيل پروندههاي ميراث جهاني.
8.همكاري و ارايه مشورت به پروژههاي ثبت شده يا نامزد براي تهيه اطلاعات تخصصي و طرحهاي مديريتي لازم.
9.حضور فعال در مجامع بينالمللي، يونسكو و مركز ميراث جهاني به منظور تسهيل ثبت آثار در فهرست ميراث جهاني.
3.فعاليتهاي بينالمللي:
پس از تصويب برنامه پنجساله سوم و لزوم گسترش روابط بينالملل كشور، سازمان ميراث فرهنگي كشور (سابق) نيز بر آن شد تا به منظور انجام بهينه اين واحد مستقلي را ايجاد كند.
بخش روابط بينالملل پژوهشكده حفاظت و مرمت، به دليل داشتن ارتباطات قوي بينالمللي و انجام چندين فعاليت بزرگ بينالمللي، موظف شد تا انجام كليه امور ستادي فراملي سازمان را برعهده گيرد. اين بخش علاوه بر انجام وظايف محوله، با همكاري ديگر واحدهاي درون سازماني كليه وظايف "مديريت روابط فرهنگي و امور بينالملل" سازمان را از سال 1378 تا پيش از تشكيل سازمان جديد ميراث فرهنگي و گردشگري بر عهده گرفت.
زمينههاي فعاليت
1.سياستگزاري و اولويتبندي زمينه فعاليتهاي اجرايي و پژوهشي در حوزههاي مختلف تخصصي پژوهشكده در سطح فراملي و تدوين، پيشنهاد و اجراي طرحهاي پژوهشي بر همين اساس.
2.برقراري ارتباط با نهادهاي بينالمللي و انجام هماهنگي براي تعريف و اجراي پروژههاي مشترك پژوهشي، آموزشي و اجرايي فراملي.
3.گسترش حضور علمي و اجرايي پژوهشكده در حوزههاي تخصصي مختلف در منطقه.
4.سياستگزاريهاي آموزشي در سطح منطقه از جمله برپايي سمينارها، دورهها و كارگاههاي آموزشي تخصصي منطقهاي.
5.ايجاد تسهيلات لازم براي استفاده كارشناسان پژوهشكده و پژوهشگاه متبوع از منابع اطلاعاتي خارجي.
6.رصد و انعكاس پيوسته رويدادهاي فراملي در حوزههاي مرتبط با حفاظت و مرمت آثار تاريخي-فرهنگي.
7.همكاري با پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري در انجام كليه امور فراملي تخصصي.
8.ايجاد تسهيلات لازم براي همكاري دانشجويان و كارشناسان خارجي در طرحها و برنامههاي پژوهشي و اجرايي پژوهشكده و ديگر واحدهاي تابعه پژوهشگاه و بالعكس براي حضور كارشناسان ايراني در رويدادهاي بينالمللي.
9.همكاري در اجراي طرحهاي بينالمللي تخصصي سازمان، از جمله "طرح بينالمللي حفاظت و مرمت بناي چغازنبيل"، "طرح بينالمللي نجاتبخشي ميراث فرهنگي بم" و "طرح بزرگ معدنكاري و فلزكاري كهن در فلات مركزي ايران".
10.تهيه و انتشار ماهنامه خبري – آموزشي تخصصي مرمت، با همكاري ديگر گروههاي پژوهشكده.
11.راهاندازي سايت اينترنتي و به روز نگاه داشتن اطلاعات، با همكاري ديگر گروههاي پژوهشكده.
12.سياستگزاري و اولويتبندي زمينه فعاليتهاي اجرايي و پژوهشي در حوزههاي مختلف تخصصي پژوهشكده در سطح فراملي و تدوين، پيشنهاد و اجراي طرحهاي پژوهشي بر همين اساس.
4.خبرهایی ازمعماری مدرن در آخرین اجلاس جهانی ایکوموس:
بيژن روحانی
آیا دست آوردهای معماری و مهندسی مدرن میتواند موضوع کار حفاظت میراث فرهنگی قرار بگیرد؟ بیش از هشتاد نفر از متخصصان حفاظتِ میراث فرهنگی در آخرین اجلاس جهانی ایکوموس (ICOMOS) در روزهای پایانی ماه ژوئن در شهر شیکاگو ایالات متحده آمریکا، دشواریهای حفاظت از ارزشهای معماری مدرن را مورد بررسی قرار دادند.
محل برگزاری کنفرانس ایکوموس در دانشگاه آی.آی.تی شیکاگو- عکس بيژن روحانی
ایکوموس یا شورای بین المللی بناها و محوطهها، شورایی است جهانی، غیردولتی و مرکب از متخصصان و علاقهمندان به مطالعه، حفاظت و معرفی بناها و محوطههای فرهنگی و تاریخی. در آخرین نشست این شورا در شیکاگو، معماران، مهندسان و محققانی از حدود بیستوپنج کشور جهان همچون قبرس، ترکیه، ایتالیا، فرانسه، کانادا، استرالیا، پرتغال، اسپانیا، ایران، انگلستان، مکزیک، آرژانتین، روسیه،آلمان و آمریکا حضور داشتند.
مدرن یا تاریخی؟
معماری مدرن و به خصوص دست آوردهای خلاقه و تکنیکی آن پس از جنگ جهانی دوم، بخش قابل ملاحظهای از محیط زندگی ما را شکل داده است. با آن که معماری معاصر قدمت چندانی ندارد و به نظر میرسد در شرایط به نسبت مطلوبی قرار داشته باشد اما پیچیدگیهای حفاظت از این آثار کمتر از دشواریهای مراقبت از آثار تاریخی نیست.
مشکل نخست بر سر راه حفاظت از اینگونه آثار، معرفی ارزشهای آن به جامعه و توقع احترام گذاشتن به دست آوردهای این معماری است. عامل زمان، عاملی است که به صورت ناخودآگاه در ذهن انسان با ارزشهای فرهنگی گره خورده است و گویی تا مدت زمانی طولانی از خلق یک اثر نگذشته باشد، در نظر گرفتن آن به عنوان یک «موضوع» قابل حفاظت برای جامعه دشواریهایی به همراه دارد. اما در این زمینه دو بحث اصلی وجود دارد: یکی آنکه چگونه میتوان ارزشهای معماری و فرهنگی قابل حفاظت را از زمان جدا کرد و دوم آنکه چگونه میتوان این امر را توضیح داد که زمان به هر حال در گذر است، و اثر امروزی یا معاصر به زودی وارد محدوده آثاری خواهد شد که بنابر درک و برداشت عمومی جامعه، با گذشت «زمان» بار ارزشی به خود خواهد گرفت. پس اگر چنین است باید از هم اکنون حفاظت این بخش از آثار را جدی گرفت.
قوانین ناکارآمد:
در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا هنوز قوانین حفاظت از آثار فرهنگی شامل بازه زمانی است. یعنی به عنوان مثال فقط آثاری در ذیل عنوان میراث فرهنگی دستهبندی میشوند که حداقل پنجاه سال از به وجود آمدن آنها گذشته باشد. این قید زمان، محدودیتهای فراوانی را برای حفاظتگران آثار به وجود میآورد. در ایران، بنابر آخرین تغییرات در اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور مصوب سال ١٣۶٧، قید زمان از تعریف میراث فرهنگی حذف شده است.
دشواری حفاظت از ساختار و مصالح:
معماری مدرن در بسیاری از جنبههای خود، نشان دهنده و معرفی کننده نحوه نگرش انسان معاصر به جهان اطراف خود است و با معماری پیش از خود تفاوتهای بنیادین و ریشهای بسیاری دارد. تفاوتهایی که خود را در شکل و ساختار نشان میدهد. بنابراین حفاظت از ساختار و حتا مصالح بخشی از مقوله حفاظت آثار شاخص معماری مدرن را تشکیل میدهد.
این قضیه زمانی اهمیت چندانی پیدا میکند که بدانیم در دوره مدرن، بخش مهمی از دست آوردهای مهندسی و فنی، تحولات اساسی در معماری را به وجود آوردند. پس حفاظت از این تکنیکها به نوعی حفاظت از تاریخ مهندسی و تاریخ تحولات تکنیکی نیز هست.
اما پیچیدگی قضیه آنجاست که معماری معاصر از آنجا که هنوز در جریان استفاده روزمره و روزانه است و هنوز مانند بخش عمدهای از آثار تاریخی، صرفن با دید حفاظت به آن نگاه نمیشود، بنابراین با تناقضهای جدی و مهمی در این راه رو به روست. چگونه میتوان از مصالح اصلی و اوريژنال، و از تکنیک به کارگیری آنها در ساختمان مدرنی مثل اپرای سیدنی یا آسمانخراشهای شیکاگو حفاظت کرد در حالیکه ممکن است آنها نیاز به تعمیر یا حتا تعویض داشته باشند؟ آیا تعویض و جایگزینی مصالح و عناصر که در مورد ساختمانهای تاریخی فقط پس از در نظر گرفتن بسیاری از ضوابط مجاز است، میتواند در مورد آثار مدرن به راحتی به کار رود؟ در این مورد چون معماری معاصر همچنان مورد استفاده قرار دارد، قبولاندن اصول حفاظتی به مالکان خصوصی و دولتی کار چندان آسانی نیست.
به عنوان مثال در یک مجتمع مسکونی بزرگ در برلین، اثر لوکوربوزیه، معمار مشهور قرن بیستم، جایی که بیش از دویست واحد مسکونی قرار دارد، چگونه میشود در طول زمان، هم ساختمان مورد استفاده ساکنان آن قرار بگیرد و هم حفاظت و مرمت آن به گونه ای نباشد که در طرح ابتدایی آن تغییری ایجاد کند؟ و از آن مهمتر اگر طرح ابتدایی دارای ایراداتی فنی باشد، مانند همین مورد مجتمع مسکونی برلین، معماران و حفاظت گران امروزی تا چه حد مجاز به برطرف کردن آن ایرادات و تغییر دادن در طرح اصلی لوکوربوزیه هستند؟
پاسخ به این سئوالات فقط در محدوده مسائل فنی جای ندارد بلکه نحوه نگرش و انتظارات هریک از ما را نسبت به معماری و حفاظت از آن توضیح میدهد. بحثهایی که بدون داشتن دیدگاهی نظری و فلسفی نسبت به ماهیت "اثر" فرهنگی پیش نمیرود.
اجلاس ایکوموس در شیکاگو، به محل تبادل نظرهای داغ و بحث انگیزی در مورد چراها و چگونگیهای حفاظت از میراث معماری مدرن تبدیل شد.